چه از خویش
چه از....
نمیدونم چمه
حالم میزون نیست
موقع رفتنمه اما با مسولیت و دینی که به گردنمه چه کنم؟
خدایا شکرت داده هات بیشتر از نداده هاته
این آهنگ وبلاگم که یادگاره دورانه قشنگه انتظاره داره دلمو میترکونه
پس چرا تموم نمیشه این دوران لعنتی
خدایا خسته کافری هستم بی پناه
آزادم کن
آزادم کن
برچسب: رفتن,رفتن به,رفتن عشق,رفتن که بهانه نمیخواهد,رفتن تو مرگ منه,رفتن به حالت الفا,رفتنت آغاز ویرانیست حرفش,رفتن به امریکا,رفتن مورچه در گوش,رفتن به کانادا قاچاقی,
نویسنده: ساناز عباسیان